مسیح زخمی

هفت زخم از زخم های بی شمار ، مهلک بودند. جگر تقریبا از جلو دو سوراخ عمیق برداشته بود. شکم چهار بریدگی داشت که یکی از آنها چنان عمیق بود که لوزالمعده رو از بین برده بود. شش سوراخ کم اهمیت تر در قولون افقی بود و تعدادی زخم در روده باریک. تنها جراحت پشت که در سطح سومین مهره کمر بود، کلیه راست را سوراخ کرده بود. حفره های شکم پر از لخته های خون بود و در میان مخلوطی از محتویات معده یک مدال طلایی (( باکره کارمل)) دیده می شود که سانیاگو ناصر آن را در چهار سالگی بلعیده بود. قفسه سینه هم دو سوراخ داشت، یکی در دومین فضای بین دنده های راست  که به ریه رسیده بود ، دیگری در دو انگشتی زیر بغل چپ، مضافا که شش جراحت سطحی در دست ها و بازوها داشت و دو شکاف افقی در ران راست و در عضلات شکم به اضافه یک سوراخ عمیق در کف دست راست.

گزارش یک مرگ - گابریل گارسیا مارکز- صفحه 88  نشر ماهی

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش، خوشا ایثار

خوشا پیدا شدن در عشق . برای گم شدن دریا

چه دریایی میان ماست . خوشا دیدار ما در خواب

چه امیدی به این ساحل . خوشا فریاد زیر آب

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن

خوشا مردن . خوشا از عاشقی مردن

اگر خوابم .اگر بیدار . اگر مستم . اگر هشیار

مرا یارای بودن نیست . تو یاری کن . مرا ای یار

تو ای خاتون خواب من . من تن خسته را در یاب

مرا هم خانه کن تا صبح . نوازش کن مرا تا خواب

همیشه خواب تو دیدن . دلیل بودن من بود

چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش . خوشا ایثار

خوشا پیدا شدن در عشق . برای گم شدن دریا

نه از دور و نه از نزدیک . تو از خواب آمدی ای عشق

خوشا خود سوزی عاشق .مرا آتش زدی ای عشق

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن

خوشا مردن . خوشا از عاشقی مردن

دیدید بعضی موقع حال آدم خوبه خیلی هم خوبه ها ، بعد همه میان میگن چته امروز ؟ عاشق شدی؟ یا چیه امروز خوب فروش داشتی ؟  یا اینکه امروز از رییست پاداش گرفتی ؟ حالا ممکنه یکی از اینا باشه و یا حتی بازم هیچ کدوم نباشه . ولی به هر حال حال آدم خوبه دیگه  این وقتها موسیقی خوب میتونه اتمسفر رو حسابی جذاب کنه مثل همین یکی که نوشتم ایرج خان عطایی نوشته و داریوش هم عالی خوندش . الان احساس می کنم که تو هوام و بامزه اینکه هر کی هم که تنش به تنم گیر می کنه از این خوبی بهش سرایت می کنه ، اگه همیشه اینطوری بودیم چه کیفی میداد ولی افسوس که نمیشه .. به هر حال  خوش باشید دوستان که امروز واقعا حالم خوبه


به مناسبت پایانِ یک شیرین

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم

شهره ی شهر مشو، تا ننهم سر در کوه

شور شیرین، منما تا نکنی فرهادم

می مخور با همه کس، تا نخورم خون جگر

سر مکش تا نکشد، سر به فلک فریادم

زلف را حلقه مکن، تا نکُنی در بندم

طره را تاب مده، تا ندهی بر بادم

---

رخ برافروز، که فارغ کنی از برگ گُلم

قد برافراز، که از سرو کنی آزادم

یار بیگانه مشو، تا نبُری از خویشم

غم اغیار مخور، تا نکنی ناشادم

زلف را حلقه مکن، تا نکُنی در بندم

طره را تاب مده، تا ندهی بر بادم

بربادم ( 4 )

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم

محسن نامجو زلف بر باد مده البوم واجبات تراک دو!