نوشتن در این
مورد کمی دور از ذهن است اما می خواهم اینبار در وبلاگم کمی از " فحش
مادر" بنویسم .
آخرین بار امروز
صبح در سر کار بود که میخواستم از کشوی میز روبرویم چند برگ کاغد سفید A-4 بردارم دیدم دو نفر از همکاران
خانمم درست جلو کشوها روی دو صندلی درجه
یک با مارک " Nilper" نشسته اند و یکی از آنها به طور مداوم و یک نفس از مادر شوهرش حرف میزند من هم که خوراکم این روزها خاله زنک بازی شده است ناخودآگاه در کنارش ایستادم و البته از آنجا که کمی هم عجله داشتم یک دفعه و ناگهانی
و برای قطع شدن حرفهایش و طبعا کنار رفتن از جلو کشو گفتم " بابا جان می
خواستی به فحش مادر بکشیش تا بره " همکارم اول کمی گیج شد و باورش نمی شد
چنین چیزی می شنود اما همکار روبرویی از انجا که تیزهوش تر بود و سریعتر مطلب رو
گرفت از خنده منفجر شد خوشبختانه با این حرف من برنامه غیبت پرانی قطع شد و کمی هم دور و ور میز خالی شد و من توانستم چند برگ کاغدم
را بردارم و بروم پی بدبختیم.
غرض از نقل این تکه پرانی یادآواری قدرت متلک گویی بنده
نبوده و نیست که انصافا در این مورد ضعف فراوان دارم اما هر وقت که آقایون و بخصوص
خانم های محترم و موجه ای را می بینم که دارند از جایی و شخصی غیبتی می کنند یا از
رفتار مدیر و یا آشنایی گلایه می کنند سریع در زبانم می چرخد ، می دانم که خیلی از شما
خوانندگان این مطلب می گویید که کار بسیار ناشایستی انجام می دهم اما حرف من با
شما طیف اکثریت نیست بلکه دقیقا برعکس مخاطب من شما دوستان در اقلیت هستید شمایی
که با "فحش مادر " دادن و البته متلک های لب مرز و جاندار و بروزتان دوستان و همکارانتان را - اعم
از زن و مرد - شاداب و خندان می سازید احسنت و آفرین که واقعا هوش و ذکاوتتان جای
تحسین دارد و اینچنین می توانید با رعایت
همه جوانب شوخی های پر نیش و کنایه را نثار دوست و دشمنتان کنید .
گذشته از تعریف و
خندیدن به " فحش مادر " و فکر
کردن به دنیای پیچیده پشت این تکه کلام؛ این یکی واقعا ویژه خانم های برازنده ای
است که شما می دانید خانمی از سر و رویشان می بارد اما باید کمی دوز جواد زندگی
شان را بالا ببرند. باید کمی مسائل جدی را ساده تر بگیرند و بی خیال این پیچیدگیها
شوند و حداقل با خنده های ملیح و به اندازه شان دل همکاران و دوستانشان را شاد
کنند ! کمی سبک بارتر بچرخند اگر شد کمی شلخته تر شوند و اگر واقعا راه داشت
بگذارند گوشه ای از زندگی شان مسخره و مضحک بماند. چه اشکالی دارد کمی به هم و به
ایرادهای داشته و نداشته مان بخندیم حالا اگر این وسط دوست نادان و جاهلی همچون من
حقیر هم پیدا شد و محض خنده گفت " فحش مادر" بده کمی در کنار خندیدن به
بلاهت نگارنده و به تصویرسازی و اجرای ذهنی موقعیت ایجاد شده بپردازید و از یادآوری این اتفاق
تخیلی کمی لذت ببرید.
و نکته اخر اینکه چند
وقت پیش از تبار همین اشخاص با وقار و
مورد اشاره خانمی پیدا شد و سریع در جواب این تکه کلام من گفت " فحش مادر" را نیستم ولی اگر
بخواهی می توانم با "فحش عمه " همیاریت کنم و منی را که می دانستم مادر
ایشان در قید حیات نیست شرمنده خودش کرد