- ببخشید فقط یه سوال دارم ازتون؟

- چرا نمیخوای با ویکتوریا ازدواج کنی ؟

-  خیلی خوب باشه ببین اون یه "ووندربوره"  اوه ببخشید" ووندربور" به آلمانی یعنی فوق العاده.

- خب؟

- ببین تو آلمانی یه کلمه هست به اسم "Lebenslangerschicksalsschatz" و نزدیکترین ترجمه اش میشه " گنجینه سرنوشت" و البته که ویکتوریا فوق العاده است اما Lebenslangerschicksalsschatz من نیست. اون "Benaheleidenschaftsgegenstand"  منه. می دونی یعنی چی اون وقت؟

- نه

یعنی اینکه "تقریبا" همه چیزیه که میخوای اما کاملا نه. ویکتوریا برای من اینه.

- اخه تو از کجا می دونی ویکتوریا " Lebenslangerschicksalsschatz"  نیست؟ شاید بعد چند سال بفهمی که داره Lebenslangerschicksalsschatz تر میشه ؟

- اوه نه نه نه نه . ببین Lebenslangerschicksalsschatz چیزی نیست که ایجاد شدنش زمان ببره ، چیزیه که در یک لحظه بوجود میاد. از درونت عبور می کنه. مثل آب رودخانه ای بعد از طوفان. در یک آن تو رو پر و خالی می کنه. درون بدن حسش می کنی  توی دستات توی قلبت توی دلت توی پوستت حتی توی آلتت. تا حالا همچین حسی نسبت به کسی داشتی ؟

- آره فکر کنم.

- اگه باید فکر کنی پس هنوز حسش نکردی .

- و مطمئنی که یه روز پیداش می کنی ؟

- البته بالاخره همه پیدا می کنن فقط نمی دونی کِی و کجا.


The funeral.mp3